مرتضى مطهرى

52

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

سبك ابوريحان بيرونى و سبك بوعلى سينا اين است كه سبك بوعلى سينا منطقىِ ارسطويى است ولى سبك ابوريحان بيرونى بيشتر حسى و تجربى بوده است ، با اينكه اينها معاصرِ هم و هر دو هم نابغه هستند . يك نفر سبكش عقلى است ، ديگرى سبكش نقلى است . بعضى اصلًا سبك عقلى هيچ ندارند ، در همهء مسائل اعتمادشان فقط به منقولات است ؛ غير از منقولات ، ديگر به هيچ چيز اعتماد ندارند . مثلًا مرحوم مجلسى اگر طب هم بخواهد بنويسد ، مىخواهد طبى بنويسد بر اساس منقولات ؛ و چون تكيه‌اش روى منقولات است ، خيلى اهميت هم نمىدهد به صحيح و [ سقيمش ] يا لااقل در كتابهايش همه را جمع مىكند . اگر مىخواهد در سعد و نحس ايام هم بنويسد ، باز به منقولات استناد مىكند . يكى سبكش منقول است ، يكى سبكش معقول است ، يكى سبكش حسى است ، يكى سبكش استدلالى است ، يكى سبكش به قول امروزيها ديالكتيكى است يعنى اشياء را در جريان و حركت مىبيند ، يكى سبكش استاتيك است يعنى اصلًا حركت را در نظام عالم دخالت نمىدهد . چندين سبك وجود دارد . حال مىآييم در رفتارها . رفتارها نيز سبكهاى مختلف دارد . سيره شناسى يعنى سبك شناسى . اولًا يك كليتى دارد : سلاطين عالم به‌طور كلى يك سبك و يك سيره و يك روش مخصوص به خود دارند با اختلافاتى كه ميان آ نها هست ، فلاسفه يك سبك مخصوص به خود دارند ، رياضت كش‌ها يك سبك مخصوص به خود دارند ، پيغمبران به‌طور كلى يك سبك مخصوص به خود دارند ، و هر يك را كه جدا در نظر بگيريم [ يك سبك مخصوص به خود دارد . مثلًا ] پيغمبر اكرم يك سبك مخصوص به خود دارد . در اينجا يك نكتهء ديگر را بايد عرض كنم : اينكه عرض كردم در هنر سبكها مختلف است ، در شعر سبكها مختلف است ، در تفكر سبكها مختلف است ، در عمل سبكها مختلف است ، اين براى آدمهايى است كه سبك داشته باشند . اكثريت مردم اصلًا سبك ندارند . خيلى افراد كه شعر مىگويند اصلًا سبك ندارند ، سبك سرش نمىشود . خيلى از هنرمندها ( شايد كوبيستها اين‌طور باشند ) اساساً سبك سرشان نمىشود . خيلى از مردم در تفكرشان اصلًا سبك و منطق ندارند ؛ يك دفعه به نقل استناد مىكند ، يك دفعه به عقل استناد مىكند ، يك دفعه حسى مىشود ، يك دفعه عقلى مىشود . اينها مادون منطق‌اند . من به مادون منطق‌ها كارى ندارم . در رفتار هم